برقراری ارتباط موثر؛ مهارت گوش دادن همدلانه از مهمترین عوامل افزایش صمیمیت و حفظ عشق

(۴.۵)

از آنجایی که افزایش صمیمت در اکثر ابعاد آن مانند عاطفی، روان شناختی، عقلانی، معنوی و زیبایی شناختی از طریق برقراری ارتباط، گفتگو کردن، رد وبدل کردن عقاید، شناخت طرف مقابل و خود افشاگری به دست می آید، اولین گام در ایجاد صمیمیت هنر و مهارت برقراری ارتباط کلامی ست.

برقراری ارتباط موثر؛ مهارت گوش دادن همدلانه از مهمترین عوامل افزایش صمیمیت و حفظ عشق
مهارت گوش دادن همدلانه را کسب کنید


در ازدواج هیچ چیز مهم‌تر و اساسی‌تر از حرف زدن و گوش دادن نیست. گفت و گوی ساده ابزاری است که زوج‌ها را قادر می‌سازد تا به عنوان یک تیم مسائل زندگی زناشویی شان را مطرح و به آن رسیدگی کنند. ارتباط راحت و گشوده هم‌چون خونی است که ازدواج را زنده نگه می‌دارد و فصل بهار و تابستان را به ارمغان می‌آورد. بر عکس، ناتوانی در برقراری ارتباط همان چیزی است که پاییز و زمستان را می‌آورد.
حرف زدن و گوش دادن به نظر خیلی آسان می‌رسد. پس چرا وقتی در نظرسنجی از زوج‌های طلاق گرفته می‌پرسیدند: چرا ازدواجتون شکست خورد؟ هشتاد و هفت درصد آن‌ها گفتند: برای این‌که با هم حرف نمی‌زدیم؟


کلید بهبود روابط زناشویی در افرایش قابلیت گوش دادن همدلانه است. همدلی یعنی ورود به دنیای شخص دیگر، و یافتن راهی برای این‌که خودمان را جای او بگذاریم و دنیا را از دریچه چشم او ببینیم.
متاسفانه، ما بنابر طبیعت‌مان موقع گوش دادن مایلیم قضاوت کنیم. ما حرف‌های طرف مقابلمان را بر اساس دیدگاه خودمان از اوضاع ارزیابی می‌کنیم، و با اعلام قضاوت‌مان پاسخ می‌دهیم. گوش دادن همراه با قضاوت معمولا جریان ارتباط را بند می‌آورد و بعد تعجب می‌کنیم که چرا همسرمان دیگر حرف نمی زند؟ ما که از هنر گوش دادن همدلانه بی بهره‌ایم، در کار صمیمیت و نزدیکی‌مان خرابکاری می‌کنیم و دقیقا همان چیزی را که خواهانش هستیم از دست می‌دهیم.به کار بردن مهارت ارتباط مثبت از طریق گوش دادن همدلانه مستلزم تلاش و تمرین است و نیازمند تغییر شدید طرز گفت و گو، اما پاداش‌های آن بسیار است.

ویژگی های گوش دادن همدلانه


گوش دادن همدلانه به این معنی است که در هر گفت وگویی سعی کنیم در پی درک شخص مقابل باشیم. چنین درکی برای ایجاد نزدیکی و صمیمت زوجین در ازدواج اساسی است.
وجه مهم دیگر گوش دادن همدلانه این است که همسرمان را قضاوت نکنیم. اما وقتی می‌گوییم دیدگاه من درباره این وضع تنها دیدگاه درست است، تشخیص نمی‌دهیم که همسرمان هم همین‌طور در مورد عقاید خودش فکر می‌کند.
اگرمن با این دیدگاه به حرف همسرم گوش بدهم که نظرش را اصلاح کنم، هرگز او را درک نخواهم کرد، و بیشتر گفت و گوهایمان سرانجام به جر و بحث می‌کشد.
همین میل به قضاوت کردن است که هر روز گفت و گو های هزاران زوج را تخریب می‌کند.
خصیصه سوم گوش دادن همدلانه از همه مهم تر اما از همه دشوار تر است: حتی وقتی با عقاید همسرتان مخالفید او را تایید کنید. به عبارت دیگر، شما به خاطر صمیمت و صداقت همسرتان با شما از او قدردانی می‌کنید. شما با کلامتان همسرتان را تایید می‌کنید، به او این آزادی را می‌دهید که عقایدی غیر از عقاید شما داشته باشد و احساساتی سوای احساسات شما در وضعیتی مشابه داشته باشد. جملاتی نظیر: من از تو متشکرم که عقاید و احساساتت رو با من در میون گذاشتی. حالا می‌تونم بفهمم که چرا انقدر احساس رنجش می‌کردی. منم اگر جای تو بودم همین احساس رو داشتم. می خوام بدونی که من تو رو خیلی دوست دارم و از ناراحتی تو ناراحت می شم. خوشحالم که حرف دلت رو به من زدی. منم عقاید و احساساتی درباره این موضوع دارم که نمی‌دونم می‌تونم بیانشون کنم یا نه اما سعی می‌کنم هر وقت خواستی اونا رو به تو بگم.


هیچ‌چیز در روابط مهم‌تر از تایید دیگری نیست و هیچ‌چیزی به اندازه تایید دیگری نمی‌تواند فضایی خلق کند که یکی از زوجین سرانجام حاضر شود عقاید طرف دیگر را بشنود.


رکن اصلی گوش دادن همدلانه این است که فقط موقعی عقیده خودتان را بگویید که همسرتان احساس کرده درک شده است. ما بنا بر طبیعت‌مان فورا می‌خواهیم عقایدمان را مطرح کنیم. در واقع، یک طرح پژوهشی حاکی از این است که شخص معمولی پیش از قطع کردن حرف طرف مقابل و مطرح کردن عقاید خودش درباره موضوع مطرح شده فقط هفده ثانیه گوش می‌دهد!
وقتی همسرتان احساس می‌کند که به جای محکوم شدن، درک شده به احتمال قوی برای شنیدن نقطه نظر شما آماده تر خواهد بود. متداولترین اشتباه زوج ها در بیشتر گفت و گوهاشان اظهار نظر زودرس است.

یادگیری مهارت‌های گوش دادن همدلانه


کسب استادی در این راهکارها مستلزم تلاش آگاهانه و تمرین است و چه بهتر که هر دو طرف این مهارت ها را با هم تمرین کنند:

  1. با چشم هایتان گوش بدهید : وقتی همسرتان حرف می زند تمام توجه تان را به او معطوف کنید. تلویزیون، کتاب، مجله و موبایل را کنار بگذارید و به همسرتان نگاه کنید.
  2. با دهانتان گوش بدهید: دست کم پنج دقیقه آن را بسته نگه دارید.
  3. با گردنتان گوش بدهید: تکان دادن سر در واقع می گوید: من سعی دارم حرف تو رو درک کنم.
  4. با دست هایتان گوش بدهید: با مداد، کاغذ، کنترل تلویزیون ور نروید. حرکت دست هایتان نشان دهنده این نباشد که حوصله شما سر رفته است.
  5. با پاهاتان گوش بدهید: سرجاتان بمانید و وقتی او صحبت می‌کند از اتاق بیرون نروید.
  6. هم به حقایق گوش بدهید و هم به احساسات.
  7. وقتی گوش می‌دهید، سعی کنید اوضاع را از دریچه چشمان همسرتان ببیند.
  8. در برابر میل مطرح کردن عقاید خودتان پیش از این که همسرتان احساس کند درک شده خودداری کنید. به همسرتان نگویید که او هنوز از همه حقایق با خبر نیست، در مورد نیت شما اشتباه می‌کند، یا حق ندارد احساس عصبانیت یا دلسردی کند. هرگز تا زمانی که دیدگاه همسرتان را درک نکرده‌اید عقاید خودتان را مطرح نکنید. وقتی همسرتان احساس کرد که درک شده، به احتمال قوی خیلی بهتر به عقیده شما گوش خواهد داد.
  9. با پرسیدن پرسش های لازم در پی روشن کردن درک تان از عقاید همسرتان باشید. مثلا بگویید: چیزی که من می شنوم اینه که تو فکر می‌کنی --- . منظورت رو درست فهمیده ام؟
  10. با پرسیدن پرسش‌های لازم در پی درک احساسات همسرتان باشید. مثلا بگویید : به نظرم می‌رسه که احساس ناراحتی می‌کنی چون –. درسته؟
  11. درک تان از افکار و احساسات همسرتان را جمع بندی کنید.
  12. افکار و احساسات همسرتان را با کلام تان تایید کنید. مثلا می‌توانید بگویید با شنیدن حرف‌هایت می‌بینم که چه قدر رنجیده‌ای و از دستم عصبانی شده‌ای. منم اگه جای تو بودم همین احساس رو داشتم. (و اگر به راستی اوضاع را از دریچه چشم همسرتان نگاه کنید همین احساس را پیدا می‌کنید)
  13. اجازه بخواهید که نظر خودتان را مطرح کنید. حالا که حرف‌های همسرتان را کاملا شنیده‌اید و افکار و احساستش را درک کرده‌اید، آماده‌اید تا درخواست کنید که دیدگاه خودتان را با او در میان بگذارید. مثلا می‌توانید بگویید : واقعا متشکرم که حرف‌های خودتو با من زدی. حالا می فهمم که چرا این قدرناراحت و عصبانی هستی. میشه منم نظرم رو بهت بگم، چون فکر می‌کنم باعث میشه که بفهمی توی این جریان چی توی سر من می گذشته؟

شما با گوش دادن همدلانه به همسرتان فضایی خلق می‌کنید که باعث می‌شود تا همسرتان هم به طور همدلانه به شما گوش بدهید.

وقتی دو نفر در پی درک یکدیگر هستند معمولا به این هدف می‌رسند. بعد آنها می‌توانند برای مشکل شان راه حل پیدا کنند.

وقتی آن‌ها به جای برنده شده در پی حل کشمکش باشند، نه تنها به راه حال‌های عملی خواهند رسید بلکه نزدیکی و صمیمیت بیشتری نیز با یکدیگر کسب خواهند کرد.

منبع : چاپمن. گری. چهار فصل ازدواج. ترجمه : سیمین موحد. نشر ویدا.

عشق و احترام دو پایه مهم زندگی زناشویی‌اند و یکی از ارکان احترام، احترام به تفاوت ها ست. احترام به این معنا نیست که شما سر همه چیز با هم توافق دارید بلکه به این معنا ست که شما به همسرتان اجازه می‌دهید متفاوت باشد. هیچ دو انسانی دقیقا مثل هم نیستند و مثل هم فکر و احساس نمی‌کنند. نگرش حاکی از احترام می‌گوید « طرز نگاه تو به مسائل جالبه» نه این که «این مسخره‌ترین چیزیه که تا حالا شنیده‌ام».

جورشین اپلیکیشنی ست برای تمرین احترام به تفاوت ها